تبليغاتX
سحرخیز

شنبه 1388/10/12

قابل توجه عزیزانی که در جلسات گروه شرکت نمی کنند یا بییندگان خارج از گروه سحرخیز

به نام خداوند دل ها و اندیشه ها

پیرو پستی که جناب جعفری زاد بر خلاف عادت گروه در وبلاگ گذاشتند و اتهاماتی را از جنس اتهاماتیکه هم کیشانشان در راس رژیم حاکم بر ایران به عده ای از بزرگان این ملت وارد کردند به بنده و شهاب که درحال حاضر عضو شورای گروه ست وارد کردند . بنده در تماس پیامکی که با حمید سلطانی داشتم خواستم که با اجازه جعفری زاد این مطالب واهی را از انظار عموم بردارد چرا که اگر این مسئله درون گروهی است نباید با آبروی دو تن از افراد گروه در خارج از گروه هم حتی بازی شود .که احتمال می دادم آقای احمد از این قضیه بی اطلاع باشند و از حمید خواستم که این موضوع را با ایشان در میان بگذارد .

 من از آنچه بین این دو گذشته است بی خبرم ولی ماحصل ،باقی ماندن این مهملات بر خروجی گروه بود.بنده تا امروز به خاطر احترام به گروه و خصوصا این دو عزیز چیزی نگفتم ولی به هر حال اعاده حیثیت بر من واجب بود نه به خاطر خودم که بیشتر به خاطر شهاب سعیدمهری که علیرغم حوادث پر پیچ و خمی که در گروه حول محور او گردیده بود لا اقل از اکثر اعضا پردغدغه تر و پر تلاشتر  نسبت به حفظ این جمع بوده است.  

 

 

    

 

احمد جعفری زاد :

در جلسات اخیر دوستان عزیزی چون شهاب و علی ستوده فر که همواره بر دوستی آنها به خود می بالیدیم حرکات و صحبت هایی را بیان نمودند که در آن باورهای بسیاری از دوستان دیگر را به تمسخر گرفتند و در بعضی مواقع با حرف هایی زننده به علایق آنها توهین کردند و بی حرمتی هایی را روا داشتند

مطلب زیر را از وبلاگ بی نظیر jahlemorakkab2.blogfa.com برایتان گذاشتم.

قابل توجه آن دسته ازعزیزانی که از خارج گروه ما و نیز بخشی از دوستانی که جلسات را نمی آیند آنچیزی که جناب جعفری زاد در پست اولشان با عنوان حرکات و صحبتها و حرف های زننده و بی حرمتی از جانب اینجانب  در جلسات اخیر ،بیان کرده است عمدتا مطالبی از دسته ی زیر بوده است ویا شاید نقل حدیث .

ظاهرا بخشی از علایق  برخی دوستان ما در گروه که ادعای مسلمانیشان هم از همه بیشتر است و خود را به نحوی ( از طریق نایب عام آن امام!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!) متصل به امام مهدی می دانند و در جلسات ابراز نارضایتی از گفته های ما نمی کنند و خالصانه و برای رضای خدا از پس پرده ها به گوش جعفری زاد مهمل خوانی می کنند، در عکس های بالا نیز ریشه ای دارد

حاج آقا شیخ محمد جواد اکبرین مطلب جالبی را نقل کردند که برایتان عینا می آورم:

مرحوم آیت الله سید احمد خوانساری که در تقوایش تردیدی بین فقیهان معاصر نبود شش سال پس از پیروزی انقلاب در گذشت؛ اما علیرغم مخالفت با رژیم گذشته و همراهی اش با مبارزان علیه شاه، در سالهای پایان عمر 96ساله اش که با سالهای آغازین جمهوری اسلامی مصادف شد از همراهی با حاکمان جمهوری اسلامی کناره گرفت.


اصحاب انقلاب از آیت الله خمینی شنیده بودند که مرحوم خوانساری را فراتر از تقوی بلکه تا نزدیکی مرزهای عصمت می ستاید و در عجب بودند که فقیه بلند مرتبه ای چون او چرا با حکومت اسلامی همراهی نمی کند؟

به محضرش رفتند و از او سبب پرسیدند که آیا اینهمه برکات انقلاب از تشکیل حکومت شیعی گرفته تا تعطیلی دکان های شرب خمر و محافل قمار و فحشا کافی نیست تا حضرتعالی مدافع حکومت باشید؟ و پاسخ غریبی شنیدند: “تمام آنچه گفته اید به ریختن خون حتی یک بی گناه نمی ارزد”.

آیا آن پیر پارسا در این سخن اغراق کرده بود و آیا در متن اسلام می توان این برداشت را به صراحت دریافت که تمام حکومت اسلامی به ریختن خون یک بی گناه نیارزد؟!

کافی است به سند مسلمانی مان “قرآن و عترت” نیم نگاهی بیندازیم:

یک: در آیه 32 سوره مائده کشتن یک انسان (با هر عقیده و آئینی) برابر با کشتن تمام انسانهاست. به تعبیر علامه طباطبایی مردم دارای حقیقت واحده ی انسانی اند و هر کس به حق حیات یک تن از آنها تجاوز کند به همه حیات انسانی تجاوز کرده است.

دو: در دائرة المعارف اسلام مهمتر از خون و آبروی آدمیان نیست.

به فرموده امام محمد باقر ع نخستین چیزی که خداوند درباره اش داوری می کند خون است (وسائل الشيعة : ج29 ص12 ب1 ح35026.)

در یوم الحساب، اولیاء دم با قاتلان در محکمه عدل الهی حاضر می شوند و البته در محضر آن داور و شاهد حقیقی قاتل را یارای دروغ گفتن و دیگران را متهم کردن نیست. به گواهی “صادق آل محمد” خداوند در همه اعمال با مومنان مدارا می کند مگر آنکه دست شان به خون کسی آلوده باشد که بهشت بر خون ریز حرام است (وسائل الشيعة : ج29 ص13 ب1 ح35029.)

 

 

و لعنه الله علی قوم الظالمین.

 

پنجشنبه 1388/10/10

از طرف آقای جعفری زاد

سلام

باز هم به خاطر در دسترس نبودن رمز عبور آقای جعفری زاد بنده مکلف به گذاشتن اِن پست از طرف ایشان شدم:

سلام بر تمامی دوستان بزرگوار

با عرض پوزش باتوجه به شروع امتحانات آخر ترم دانشگاه ها در هفته ی آینده  جلسه ی جمعه که قرار بود از طرف اینجانب به صورت فوق العاده در بررسی به وضعیت گروه تشکیل شود با توجه به در خواست دوستان بعد از اتمام امتحانات دوستان برگزار می شود تا ذهن دوستان به مسائل دیگری معطوف نشود و این موضوع روی درس آنها تاثیر نگذارد

جا دارد به طور ویژه از دو عزیز نامبرده در پست قبلی به خاطر مطرح شدن این موضوع در زمان فعلی که نزدیک امتحانات است و باعث آشوب فکری آنها شد عذر خواهی کنم. امیدوارم در تمامی مراحل زندگی موفق باشید

امیدوارم همیشه جمعی سربلند وپایدار داشته باشیم

احمد جعفری زاد

سه شنبه 1388/10/08

حيا كن اي زاهد,مسلماني بس است!/بشكنيدم دوستان,دشنام پنهاني بس است...


در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است / دلم برای رفیقان بی ریا تنگ است

سكوت او آسمان را افسرده كرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آواز‌‌خوان كنگره‌های خاكی من! پس چرا دیگر آواز نمی‌خوانی؟ دل آسمانم گرفته است. جغد گفت: خدایا! آدم‌هایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند. خدا گفت: آوازهای تو بوی دل كندن می‌دهد و آدم‌ها عاشق دل بستن‌اند. دل بستن به هر چیز كوچك و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه‌ای! و آن كه می‌بیند و می‌اندیشد، به هیچ چیز دل نمی‌بندد؛ دل نبستن سخت‌ترین و قشنگ‌ترین كار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان كه آواز تو حقیقت است

ما خانه به دوشان غم سیلاب نداریم,بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم, باشد که نباشیم و بدانند که بودیم...

دوشنبه 1388/10/07

گروه ما هم داره میشه مثل مملکتمون

سلام

من هم دوست دارم جلساتمون حفظ بشه
من هم دوست دارم گروهمون پایدار باشه
من هم دوست دارم و میدونم که باید حرمت همه ی دوستان حفظ بشه
ولی قبل از همه ی این ها، میدونم که هر گروهی برای پایدارموندن باید قانون مند باشه و آئین نامه ای داشته باشه * که * هر روز کامل تر از قبل بشه....
اما نمیدونم این تصمیم اخیر آقای الف که گویا با همفکری برخی از دوستان ( آقایان ب) گرفته شده، به کدوم بند آئین نامه بر می گرده؟!
یادم میاد در هنگام تدوین آئین نامه آقای س ع ص خیلی اصرار میکرد که نقش آقای الف - با تمامی احترامی که برای ایشون قائلم و باید باشم - و حیطه ی اختیارات ایشون باید کاملا مشخص بشه... که نشد!!!

از طرف دیگه باید بگم که با دلایل و اساس این تصمیم موافقم، اما نه با خود تصمیم. که مثل احکام حکومتی در دقیقه ی * نود * و بدون هیچ ارجاع آئین نامه ای اتخاذ میشه

اینجانب هم با شرایط فعلی (عدم احترام و پایبندی به آئین نامه) و فقط برای قانون مندسازی گروه تا اطلاع ثانوی جلسات رو نمیام، بلکه یه تلنگری برای احیای آئین نامه باشه

راستی برای این ماجرای پیش اومده یه سرس به قرآن زدم که آیه ی 89بقره اومد (البته تا آخر صفحه رو بخونید، قشنگه)

دوشنبه 1388/10/07

از طرف آقای جعفری زاد

 

باسلام

نظربه اینکه رمز عبوری آقای جعفری زاد در وبلاگ در دسترس ایشان نیست،در پی تماس تلفنی از من خواسته شد مطلب زیر را در وبلاگ به اطلاع  عموم دوستان برسانم

سلام بر تمامی دوستان

دوستانی که حضورشان را در این مدت آشنایی، گرمی روزهای سرد می دانیم

وسلام بر جمعمان

جمعی که برای تشکیل و تداوم و حفظش باید کوشید و نباید وضعیتی به وجود آورد که موجبات تفرقه ی دوستان و از هم گسیختگی جمع را فراهم کرد

در تمامی این سال ها ی دوستی همواره صحبت از رفتاری در جمع بود که باعث حفظ جمع دوستان شود و مدام به یکدیگر متذکر می شدیم که نباید به گونه ای رفتار کرد یا حرفی زد که یکی از دوستان را برنجاند و باعث شود که او جلسه را ترک گوید

در جلسات اخیر دوستان عزیزی چون شهاب و علی ستوده فر که همواره بر دوستی آنها به خود می بالیدیم حرکات و صحبت هایی را بیان نمودند که در آن باورهای بسیاری از دوستان دیگر را به تمسخر گرفتند و در بعضی مواقع با حرف هایی زننده به علایق آنها توهین کردند و بی حرمتی هایی را روا داشتند

در پی تماس تلفنی مکرر بسیاری از دوستان و اعلام نارضایتی آنها نسبت به این وضعیت از تمامی دوستان دعوت می کنم در جلسه ای که برای بررسی همین موضوع و روشن شدن وضعیت هنجار های گروهی در تاریخ جمعه 11/10/88 به صورت اضطراری برگزار می شود شرکت کنند

حضور در این جلسه برای تمامی دوستان الزامیست و درخواست می شود راس زمان مقرر در جلسه حاضر شوند

والسلام علیکم

احمد جعفری زاد

پنجشنبه 1388/10/03

حرامزاده مردمان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1

به نام ایزد یزدان

در داستانها آمده که روزی روزگاری مردمی علیه شاه ظالمی به پا خواستندی و شاهنشاه را دربه درکردندی و به آزادی اسلامی مردمی رای دادند با نود و هشت و دو دهم درصدندی .

روزگار می گذشت و  می گذشت تا سران مردمی این استقلال طلبی اسلامانه سر خونخواری و قتل و اعدامهای بی حد وحصر با هم به مشکل خوردند و یکی را از دایره بیرون کردند تا هم او که تئوری این دیکتاتوری را نسخه پیچ کرده بود قربانی اول این ولایت باطل فقیه باطل و مردود شود .

 گذشت و مرد یکی و به تخت نشست یکی و روز از نو روزی از نوع دیگر ظلم وجور وظلم و جور و قتل و خون تا سی امین سال.

آن مرد آمد معجزه ی هزاره سوم البته او دوباره آمد و آمد درد و رنج بی دینی و شقاوت و شهوت.

نظرش البته به نظر کسی نزدیک بود که .........

خلاصه آنچه این قوم کردند برکسی پوشیده نیست چونان که خون بر صفحه ی تاریخ .

القصه مردم هشیار و بیدار و................

آن مرد مرد.

امروز دم مسجد سیدی که بهتر است در موردش حرف نزنیم که به روز دین درآورد .مسجر ختمی برای یکی از مراجع تقلید شیعه بر پا بود التبه قرار بود برپا باشد که عده ای نگذاشتند .نیروهای جان بر کف و حافظ امنیت مردم نیروهای انتظامی در حالیکه دستهاشان در جیب بود نظاره گر وحشیگری این قوم بودند بسیجی ها ی جان جدا از قیافه های انها نور میبا   رید  .

عزیزان آن قدر اسپری فلفل و ... امروز در چشم و چار مردم بی پناه زدند که خدا داند

خوب به هر حال پول ما باید برود بشود سنگ که این فلسطینی ها بزنند به اسرائیلی ها خودمان با دست خالی بمانیم با این مر دمان .

گفتم مردمان گفتم سنگ. امروز با این صحنه ها که دیدم یاد آن حکایت افتادم که آخرش میگفت:

این چه حرامزاده مردمانند سنگ را بسته اند و سگ را گشاده

 

راستی یادن رفت این را بگویم امروز یک دختر که خامنه ای را در دست داشت می گفت به خاطر حرمت امام حسین بود اگر نه برای مردن منتظری جشن می گرفتیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

یکشنبه 1388/09/29

عجب....


امان از وقتی که خدا دستتو بگیره

سه شنبه 1388/09/17

برخي از مواد حقوق بشر در ايران....!!!

برو تو ادامه....

ادامه مطلب

شنبه 1388/09/14

جلسات كليشه اي

به نام الله

ميخواستم ديروز بذارم، ولي نتونستم

با تشکر از زحمات هادی جان، میزبانی جلسه عالی بود و خود جلسه بدکی نبود
خیلی بهتر می شد که 2دقیقه ای ها واقعا 2دقیقه ای بود تا با توجه به مدت زمان جلسه، اکثریت حاضرین بتونن به 2دقیقه ای ها گوش بدن و بعضی از 2دقیقه ای ها نیوفته به آخر کار که خیلی ها نیستن
که اگه 2دقیقه ای ها واقعا 2دقیقه ای بودند، علاوه بر مزیت ذکر شده، مطالب اضافی تر مد نظر اعضاء که آخر کار مطرح شد هم می تونس به سمع و نظر اکثریت حاضرین برسه
بگذریم، (مشت، نمونه ی خرواره) یعنی ما ها هم می شیم مسئولینی که به راحتی دقیقه ی 90 بر اساس میل و نظرمون، قانون تصویب می کنیم....

برخی از 2دقیقه ای ها که یادم هست رو می نویسم:
- اگه مراقب همدیگه نباشیم، اول گروهمون و سپس خودمون خواهیم پاشید
- علی بلاگر که در غیبت صغری به سر می بره بایستی یه تلنگری می شد برا هممون
- بحث روز عید غدیر مطرح شد که شیطان فریادی از آه سر می دهد ولی بعدا...
- نقدی بسیار زیبا بر فیلم سینمایی زندگی شیرین مطرح شد که یه کم هم به صورت تخصصی رفت توی باقالی ها
- یه کمی هم از تاریخ ایران بیان شد که البته منظر سیاسی نداشت ولی به مطالب میمد که اسلام ناب محمدی باشه و برا همین تا حدودی حرف نو شنیدیم
- بحث هدف که خونه سامونی مطرح شده بود دوباره یادآوری شد و دوباره خاطره ها پیوست
- تازه دوماد هم یه کمی تلاش کردن تا ما رو برا ازدواج ترغیب کنند که تلاششون فابل تحسین بود و امیدوارم از صحبت های ما، سرد نشده باشه چون دیگه راه برگشتی نداره

اگه نظر بذارید، بد نیست

شنبه 1388/09/07

هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران!

با درود به روان پاک بنیانگذار انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری و رئیس جمهور شب تاب، ورود شما را به هواپیمای جمهوری اسلامی ایران خوشامد میگویم و برایتان سفر اخرت خوشی را آرزو میکنم.

 

برای رعایت نکات ایمنی ، همواره کمربند شلوار خودتان و بغل دستی تان را در تمام مدت پرواز بسته نگه دارید و از کشیدن سیگار و قلیان خود داری فرمایید.

 

اگر در هوای داخل کابین اختلالی پیش آمد، سربند مخصوصی از بالای سرتان به پایین می افتد که رویش نوشته: جانم فدای رهبر. فورا آنرا برداشته و بسیجی وار آنرا دور سر خود ببندید و یا حسین گویان از دربهای اضطراری یعنی دو درب در جلو ، دو درب درعقب و یک درب در وسط هواپیما به بیرون پرت شوید.

 

توجه داشته باشید که در همه حال حجاب اسلامی را رعایت کنید حتی در موقع پرت شدن از هواپیما. برای مواقع اضطراری یک بسته کفن در زیر صندلی شما قرارداده شده که آنرا بیرون آورده و بعد از گفتن شهادتین و دعا برای سلامتی رهبر  انقلاب بپوشید.

 

از کلیه مسافرین محترم و عاشقان شهادت خواهشمندم در طول پرواز تا لحظه مرگ از وسایل الکترونیکی مانند تلفن همراه و لب تاپ و چرتکه و ماشین حساب اکیدا خودداری کنید.

 

برایتان سفر آخرت دلپذیری را آرزو میکنم. ناراحت نباشید این شتری است که درب خانه همه میخوابد. یکی زودتر یکی دیرتر. خوشا به سعادت شما که سوار هواپیمای ما شدید تا شهید شوید.

 

 اگر دستمال کاغذی برای پاک کردن اشکهایتان لازم داشتید ما نداریم باید همراه خودتان می آوردید.

 

در طول پرواز، همکارانم از شما پذیرایی خواهند کرد ولی قبل از آن مراسم سینه زنی و نوحه خوانی داریم.

 

تسبیح برای ذکر استغفار در رنگهای مختلف موجود است که تقدیم خواهد شد..